خانه / پایان نامه / علوم انسانی / رشته تاریخ / اوضاع سياسی و اجتماعی ايران در زمان جانشينان نادرشاه افشار

اوضاع سياسی و اجتماعی ايران در زمان جانشينان نادرشاه افشار

  • خرید و دانلود با لینک مستقیم
    • فرمت فایل : ورد
    • تعداد صفحه : 65
    • قیمت : 3500 تومان
    • کد فایل : 41020

    پایان نامه رشته تاریخ

    موضوع: اوضاع سياسی و اجتماعی ايران در زمان جانشينان نادرشاه افشار

    سال ۱۳۸۴

    چكيده : دوام تمدن بشري و قوام حيات ملل در اعصار طولاني تاريخ متكي به رشادتها و جانبازي‌هاي مردمي است كه از موجوديت فردي خود صرفنظر كرده‌اند. تا ثبات و بقاي كل جامعه و افراد آن جامعه برقرار بماند.

    در حقيقت دوام و بقاي همه جوامع بشري و تعالي و پيشرفت افراد جوامع بشري و پيشرفت افراد جوامع بشري به تعداد مردم فداكار و از خود گذشته منوط است، ك از منافع فردي خود چشم پوشي مي كنند. به مصالح و منافع اجتماع خود كمك و مساعدت قابل توجهي انجام داده‌اند. چنين كساني عنوان «قهرمان» قوم و جماعت خود مي شوند.[۱]

    در دوره‌هاي مختلف ستايش جماعات انساني كثيري را به خويش جلب كرده‌اند. اساساً پيدايش نادر معلول شرايطي است كه ايجاب مي كند تا چنان مردي با آن گونه كفايت عظيم بدرخشد. و با گردآوري توده‌هاي مردم مستعد، شمشيرزن و مجاهد، در راه رهايي ايران، نشان دهد كه نمايندة روح حقيقي و توان رزمجويي و افتخار آفريني هموطنان خويش است.[۲]

    همه مورخان و كلية استادان علم تاريخ به اين نكته واقفند، كه مادر دهر تا كنون كمتر مرد بزرگي مانند نادر بوجود آورده باشد، نبوغ فرماندهي، استعداد كشورگشائي، و هوش خداداري نادر، نمي توان شك كرد.[۳]

    نادر طفل بود كه پدرش از دنيا رفت، نادر به دليل كمي سن نتوانست حاكم قلعه كلات شود به همين دليل عمويش به اين مقام رسيد.[۴]

    وقتي نادر به سن جواني رسيد عمويش اين مقام را به او تعويض نكرد، به بهانه جوان بودن نادر، و نادر از طايفه خود فاصله گرفت، و وارد مشهد شد و حاكم خراسان او را به نيابت ايشيك آقاسي باشي معين كرد. و با رشادت و شجاعتي كه داشت در ظرف چند سال به منصب مين باشي گري رسيد و تا سن سي سالگي بر اين مقام بود و هميشه آثار شجاعت و عزم متين از او ديده ميشد.

    با حملات تركمن‌ها به خراسان  نادر به فرماندهي قشون منصوب شد و رشادتهاي زيادي از خود نشان داد و تركمنتن را شكست داد.[۵]

    اگر چه نادر در ايام سلطنت خويش درب طلائي بريا حضرت امام رضا (ع) بنا نكرد و او مي خواست مشهد را پايتخت دائمي خود سازد.[۶]

    اما در قسمت سياست و كشورداري نادر چندان استعدادي نداشت و هر چه بنا كرد بي اساس و بي پايه بود. چنانكه امپراتوري وسيع وي در نتيجه همين ضعف تشكيلات پس از مرگش در هم پاشيد.[۷]

    بايد به خاطر داشت كه منصبي كه نادر به آنها مي داد پاداش شجاعت آنها يا به مناسبت اطلاع آ‎نها بر طرق پول گرفتن از مردم با زور بود، و ربطي به عقل يا شايستگي آنها نداشت. و از اينجا طبعاً مي توان دريافت كه چرا اشخاص پست در خدمت او به مقامات عالي رسيدند.[۸]

    همه كساني كه تاريخ نادر را نوشته‌اند متفق القولند كه در پنج سال آخر سلطنت نادر، ظلم بي اندازه بر ايرانيان رفته است، تا آنجا كه در پنج سال آهر سلطنت نادر، ظلم بي اندازه‌اي بر ايرانيان رفته است، تا آنجا كه مي توان گفت هيچ دولت متجاوز و غارتگر بيگانه‌اي نيز، در يك سرزمين به استعمار كشيده شده مرتكب آن نوع فجايع بي اندازه نگرديده است. برخي بر اين عقيده‌اند كه ثروت سرشار هند، زمام هوسهاي نادرشاه را سست كرد.

    او كه از خاندان فقيري بود به مجرد ديدن آن همه دفينه و جواهرات آزمند‌تر و حريصتر گرديد، و انديشه‌اي جز بر افزودن سيم و زر و انباشتن آنها در كلات نداشت. نادر در ابتداي امر گشاده دستي وسعة صدر نيز داشت و بكرات ديده ميشد كه پول را تنها ابزاري براي تحقق اهداف خود در نظر مي آورد. حق اين است كه بگوييم شدت بيماري او كه پس از كوري دلاورش رضا قلي ميرزا محسوس شد. ابتدا به نوعي خودآزاري و آنگاه مردم آزاري منتهي شد. جمع‌آوري ثروت و زجردادن مردم بيگناه و گناهكار مجاري نمايش هيجانهاي روحي وي گشت. بيماري اختلال فكري نادر خود عامل اصلي كشته شدن نادر بدست يارانش گرديد.[۹]

    علي قلي خان برادر زاده نادر شاه او را بقتل رساندند. علي قلي خان تمام فرزندان نادرشاه را بقتل رسانيد. و شاهرخ ميرزا را كه فرزند رضا قلي ميزرزا بود را در مشهد زنداني نمود.[۱۰]

    علي قلي خان در بيست و هفتم جمادي الثاني سال ۱۱۶۰ هجري، قمري در مشهد مقدس تاج گذاري كرد، و خود را عليشاه ناميد. سكه و خطبه بنام خود خواند.

    علي شاه بدليل اينكه به حكومتش مشروعيت بخشد، فرماني صادر كرد و از ظلم و ستم نادر ابراز انزجار كرد و خود را عادلشاه ناميد. تا قلوب مردم ايران را به خود جلب نمايد[۱۱]. علي شاه در آغاز سلطنت به باده گساري پرداخت، و گنجينه‌ها و ثروت نادر و اشياي نفيس كه پانزده كرور نقد مسكوك كه هر كروري بالغ بر پانصد هزار تومان بود را از كلات به مشهد آورد و به اين و آن بخشيد.[۱۲]

    معرفي منابع : در جنگي كه بين علي شاه و ابراهيم خان در سلطانيه در گرفت، علي شاه از ابراهيم خان شكست خورد. عده زيادي از لشكريان علي شاه به ابراهيم خان پيوستند. علي شاه به تهران گريخت، و بدستور ابراهيم خان كور گرديد[۱۳].

    ابراهيم خان به سبب قتل شاهزادگان نادرشاه، توسط برادرش عليشاه، از او بسيار هراسناك بود. به همين دليل با عليشاه وارد جنگ شد.[۱۴]

    ابراهيم خان برادر كوچكتر عليشاه بود. ابراهيم خان در هفدهم ذي الحجه سال ۱۱۶۱ هجري، قمري در تبريز به تخت سلطنت جلوس كرد.[۱۵]

    مردم مشهد و سران ايلات نيز به جستجوي شاهرخ پرداختند. شاهرخ ميرزا را مردم مشهد و سران ايلات نيز به جستجوي شاهرخ پرداختند. شاهرخ ميرزا را مردم مشهد از ارك بيرون آوردند، و در آستاكه مشهد رضوي با وي پيمان سلطنت بستند شاهرخ ميرزا در بيستم شوال سال ۱۱۶۱ هجري، قمري در مشهد به تخت سلطنت نشست.[۱۶]

    معرفي منابع:

    ابراهيم با سپاهيانش از آذربايجان عازم خراسان شد. بار و بنه خود را به همراه عليشاه كور به قم فرستاد. لشگريان ابراهيم شاه در سرخه سمنان به او اعلام بي وفائي نموده، از ابراهيم شاه جدا شدند، عده‌اي از لشگريانش به شاهرخ ميرزا پيوستند، عده‌اي ديگر از لشگريان ابراهيم شاه نيز به وطن خود رفتند.[۱۷]

    ابراهيم شاه با طائفه افغان كه وفادار به او بودند، روانه قم شد، ابراهيم شاه نيز مانند نادر جانب ازبكان و افغانان سني را بيشتر از ايرانيان رعايت مي‌كرد. افراد قزلباش پادگان قم نيز بر سر افغانان و ازبكان ريختند، و آنان را از شهر بيرون كردند و دروازه شهر قم را بستند.

    افغانان به سركردگي آزادخان از ابراهيم شاه جدا شدند. ابراهيم شاه به قلعه قلاپور كه بين ساوه و قزوين مي‌باشد گريخت. مردم قلعه او را بند كردند و نزد شاهرخ ميرزا فرستادند. بدستور شاهرخ ميرزا، ابراهيم شاه را كور كردند، و سپس طي راه او را بقتل رساندند. نعش ابراهيم شاه را به مشهد بردند. علي شاه كور را نير در روز ورود به مشهد مقدس به قصاص شاهزادگان نادري كشتند[۱۸].

    سيد محمد كه از خاندان صفوي بود، بعد از مرگ ابراهيم خان، افغانان را از شهر قم بيرون كرد، افغانان متعرض جان و مال و ناموس مردم قم شده بودند. سيد محمد در روز پنجم صفر، سال ۱۱۶۳ هجري، قمري بر تخت سلطنت جلوس كرد. سكه بنام سيد محمد ضرب گرديد. سيد محمد كه معروف به شاه سليمان بود ۴۰ روز روز حكومت كرد. سپس توسط شاهرخ كور گرديد و زبانش را بريدند، شاه سليمان در حالت زنداني چندان ماند تا در سال ۱۱۷۷ هجري، قمري در گذشت.

    شاهرخ ميرزا نيز در اواخر سال ۱۲۱۰ هجري، قمري توسط آغامحمدخان قاجار شكنجه شد، و بر اثر اين شكنجه در گذشت[۱۹].

    معرفي منابع : الف- منابع اصلي:

    ۱- استرآبادي، ميرزا مهدي خان، جهانگشاي نادري به اهتمام سيد عبدالله انوار، تهران انتشارات انجمن آثار ملي، ۱۳۴۱

    ۲- استرآبادي، ميرزا مهدي خان، دره نادره، به تصحيح دكتر سيد جعفر شهيدي، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، ۱۳۴۱

    ۳- اوتر، ژان، عصر نادرشاه افشار، ترجمه، دكتر علي اقبالي، تهران، سازمان انتشارات جاويدان، ۱۳۶۳

    ۴- اشرفيان، آرونوا، دولت نادرشاه افشار، ترجمه، حميد امين، تهران، انتشارات شبگير، ۱۳۵۶

    ۵- بازن، پادري فرانسوي، نامه‌هاي طبيب نادرشاه، ترجمه، دكتر علي اصغر حريري، تهران، انتشارات شرق، ۱۳۶۵

    ۶- حزين، محمد علي، تاريخ حزين، اصفهان، انتشارات تائيد، ۱۳۳۲

    ۷- شفيع تهراني، محمد، تاريخ نادرشاهي، به اهتمام دكتر رضا شعباني، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ۱۳۶۹

    ۸- فريزر، جيمز، تاريخ نادرشاه افشار، ترجمه، ابوالقاسمناصر الملك، تهران، انتشارات توس، ۱۳۶۸

    ۹- فلور، دكتر ويلم، حكومت نادرشاه، ترجمه، ابوالقاسم سري، تهران، انتشارات توس، ۱۳۶۸

    ۱۰- قزويني، ابوالحسن، فوايد الصفويه در ذكر افشاريه، ترجمه، دكتر مري ممير احمدي، تهران، مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ۱۳۶۸

    ۱۱- كشيشكان با پوژئيت فرانسوي، نامه‌هاي شگفت انگيز، ترجمه، دكتر بهرام فره‌وشي، تهران، مؤسسه انديشه جوان، ۱۳۷۰

    ۱۲- گلستانه، ابوالحسن محمد امين، مجمل التواريخ، شامل وقايع ورويدا دهاي سي و پنج ساله بعد از نادرشاه، به سعي و اهتمام مدرس رضوي استاد دانشگاه، تهران، انتشارات كتابخانه ابن سينا، ۱۳۴۴

    ۱۳- مدوي، محمد كاظم، عالم آراي نادري، به تصحيح دكتر محمد امين رياحي، تهران، انتشارات علمي، ۱۳۷۴

    ۱۴- مرعشي صفوي، ميرزا محمد خليل، مجمع التواريخ، به تصحيح و اهتمام استاد عباس اقبال آشتياني، تهران، انتشارات كتابخانه ظهوري، كتابخانة سنائي، ۱۳۶۲

    ۱۵- وزيري، احمد علي خان، تاريخ كرمان، به تصحيح دكتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي، تهران، انتشارات علمي، ۱۳۴۰

    ۱۶- هنري، جونز، زندگي نادرشاه، ترجمه، دكتر اسماعيل دولتشاهاي، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، ۱۳۴۶

    ب- منابع تحقيقي

    • احمد پناهي سممناني، محمد، نادرشاه بازتاب حماسه ملي، تهران،كتابخانه نمونه، ۱۳۶۸
    • افراسيابي، بهرام، عقاب كلات و نامه‌هاي طبيب نادر، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۷۰
    • باستاني پاريزي، محمد ابراهيم، افشار هادر كرمان، تهران، چاپ بهمن، ۱۳۶۷
    • پرايس، كريستين، تاريخ هنر اسلامي، ترجمه، مسعود رجب نيا، تهران، بنگاه ترجمه نشر كتاب، ۱۳۵۶
    • دبير سياقي، سيد محمد، سازمان اداري حكومت صفوي، ترجمه، مسعود رجب نيا، تهران، انتشارات امير كبير، ۱۳۶۸
    • رضايي، عبدالعظيم، گنجينه تاريخ ايران، صفويان، افشاريان، زنديه و قاجار، (جلد دوازدهم)، تهران، انتشارات اطلس، ۱۳۷۸
    • رياض الاسلام، تاريخ روابط ايران و هند، ترجمه، محمد باقر آرام، تهران، انتشارات امير كبير، ۱۳۷۳
    • سيوري، راجر، ايران عصر صفوي، ترجمة، كامبيز عزيزي، تهران، انتشارات سحر، ۱۳۶۳
    • شعباني، دكتر رضا، تاريخ اجتماعي ايران عصر افشاريه، تهران، انتشارات قومس، ۱۳۶۹
    • شميم، علي اصغر، از نادر تا رضا خان، تهران، انتشارات مدبر،۱۳۷۳
    • صنعتي زاده كرماني، نادر فاتح دهلي، تهران، انتشارات دنياي كتاب، ۱۳۶۸
    • لارودي، نورالله، زندگي نادر پسر شمشير، تهران، انتشارات ايران زمين، ۱۳۷۰
    • لاكهارت لارنس، نادرشاه، ترجمه، مشفق همداني، تهران، انتشارات امير كبير، ۱۳۵۷
    • لاكهارت، لارنس، انقراض سلسله صفويه و ايام استيلاي افاغنه به ايران، مترجم، مصطفي قلي عماد، تهران، انتشارات مرواريد، ۱۳۶۴
    • لاكهارت و دكتر غلامرضا افشار نادري، نادرشاه، مترجم، اسماعيل افشار نادري، تهران، انتشارات دستان، ۱۳۷۷
    • لوي، دكتر حبيب، تاريخ يهود ايران (جلد سوم)، تهران، انتشارات يهود ابروخيم، ۱۳۳۴
    • مينورسكي، ولاديمير، تاريخچه نادرشاه، ترجمه، رشيد ياسمي، تهران، كتابهاي سيمرغ وابسته به انتشارات امير كبير، ۱۳۶۳
    • مير احمدي، دكتر مريم، تاريخ سياسي و اجتماعي عصر صفوي، تهران، انتشارات امير كبير، ۱۳۷۱
    • مير احمدي، دكتر مريم، دين و دولت در عصر صفوي، تهران، انتشارات امير كبير، ۱۳۶۹
    • نصيري، محمد رضا، مكاتبات تاريخي ايران دوره افشاريه، دانشگاه گيلان، جهاد دانشگاهي، ۱۳۶۴
    • نوائي، دكتر عبدالحسين، نادرشاه و بازماندگانش، تهران، چاپ تك، ۱۳۶۸

    مقدمه:

    يكي از شخصيت‌هاي شگرف تاريخ خاور زمين يا حتي جهان در سده‌هاي اخير نادر قلي (طهماسبي – نادرشاه) پسر اما مقلي بيك، پوستين دوز خراساني است، كه از ميان مردمان فرودست خطة خراسان قد برافراشت. نادر بي گمان در طول تاريخ پر فراز و نشيب ايران زمين يكي از مرداني است كه وجودش براي حفظ استقلال كشور و نيز اعادة حيثيت و شرف و آبروي ملت ايران مورد نياز بوده، و به منزله موهبت و نجات دهنده اي بوده است. در زماني سخت تاريك كه ايران در شرف اضمحلال قطعي بوده و خش‌هاي مهمي از اين سرزمين از پيكر آن جدا شده و به فساد گراييده بود. حكومت غاصب، چپاولگر و بيرحم، مردمان آسيب ديد هو پراكنده و درمانده و هر پاره‌اي از كشور در چنگال مهاجمي (عثماني، روس و …) افتاده بود.

    [۱]– تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه، دكتر رضاشعباني، جلد دوم، نشر قومس، سال ۱۳۷۵، ص ۵ ، ۸

    [۲]-تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه، دكتر رضا شعباني، جلد دوم، نشر قومس، سال ۱۳۷۵، ص ۵ ، ۸

    [۳]– نادرشاه، لاكهارت، ترجمه: مشفق همداني، مؤسسه انتشارات امير كبير، تهران، ۱۳۵۷، ص ۷

    [۴]– تاريخ حكومت نادرشاه، اثر دكتر ويلم فلور، مترجم، دكتر ابوالقاسم سري، تهران، ۱۳۶۸، انتشارات توسن، ص ۵۳

    [۵]– تاريخ نادرشاه افشار، اثر: جيمز فريزر، مترجم، ابوالقاسم خان ناصر الملك، چاپ پايا، تهران، ۱۳۶۳، ص ۵۴،۵۵،۵۶

    [۶]– نادرشاه افشار، شامل پيراسته و و كوتاهشده، دره نادري از: تقوي پاكباز، سفرنامه حذين از: محمد ملايري، سخنراني ايرانشناس و نويسنده معروف، دكتر لاكهارت در انجمن همايوني آسياي مركزي لندن، از انتشارات بنياد ،۱۳۶۹، ص ۱۸۷، ۱۹۱، ۱۹۲

    [۷]-زندگي نادرشاه، جونس، هنري، ترجمه، دكتر اسماعيل دولتشاهي، انتشارات علمي و فرهنگي، ۱۳۴۶ ص ۳۳۸

    [۸]– هنري، جونس، همان منبع، ص ۳۳۸

    [۹]-تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران در دوره‌هاي افشاريه و زنديه، اثر: دكتر رضا شعباني، چاپ مهر، قم، ۱۳۷۸، ص ۶۴

    [۱۰]– مجمل التواريخ، الوالحسن گسلتانه، به اهتمام مدرس رضوي استاد دانشگاه، تهران، انتشارات كتابخانه اين سينا، ۱۳۴۴، ص۲۰

    [۱۱]-نادرشاه و بازماندگانش، دكتر عبدالحسين نوائي، چاپ تك، تهران، ۱۳۶۸ ص ۴۹۱

    [۱۲]– جهانگشاي نادري، ميرزا مهدي خان استر آبادي، به اهتمام سيد عبدالله انوار، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، ۱۳۴۱، ص ۴۲۷، ۴۲۸

    [۱۳]– عالم آراي نادري، محمد كاظم مروي، به تصيح دكتر محمد امين رياحي، تهران، انتشارات علمي، ۱۳۶۹، ص ۱۱۹۸، ۱۱۹۹

    [۱۴]– گلستانه، ابوالحسن، همان منبع، ص ۲۴

    [۱۵]-دره نادره، ميرزا مهدي خان استرآبادي، به اهتمام دكتر جعفر شهيدي، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، ۱۳۴۱، ص ۷۶۱

    [۱۶]– استرآبادي، ميرزا مهدي خان، همان منبع، ص ۷۶۲

    [۱۷]– استرآبادي، ميرزا مهدي خان، همان منبع، ص ۴۳۲

    [۱۸]-نوائي، عبدالحسين، همان منبع، ص ۴۹۴

    [۱۹]– نوائي، دكتر عبدالحسين، همان منبع، ص ۴۹۶، ۴۹۷، ۴۹۸  و… .

    فهرست مطالب:

    چكيده

    معرفي منابع

    مقدمه

    فصل اول:

    ۱-۱- مسئله تحقيق

    ۱-۲- ضرورت و اهداف تحقيق

    ۱-۳- فرضيه‌ها

    ۱-۴- روش تحقيق

    فصل دوم:

    ۲-۱- اوضاع ايران قبل از روي كار آمدن نادر

    ۲-۲- سابقة ايل افشار و تبار نادر

    ۲-۳- ايران در عصر نادرشاه (بطور خلاصه)

    ۲-۴- بحرانها و شورش‌هاي دوران نادرشاه

    ۲-۵- مرگ نادر و علل آن

    ۲-۶- اوضاع ايران بعد از نادر و آشفتگي اردوي نادري

    فصل سوم: جانشينان نادر

    ۳-۱- اوضاع سياسي و اجتماعي در ايران در زمان علي شاه

    ۳-۲- اوضاعسياسي و اجتماعي در زمان ابراهيم شاه

    ۳-۳- اوضاع سياسي و اجتماعي ايران در زمان شاهرخ ميرزا

    ۳-۴- اوضاع سياسي و اجتماعي ايران در زمان مير سيد محمد (شاه سليماشاني)

    ۳-۵- علل فروپاشي سلسله افشاريه

    نتيجه گيري

    فهرست منابع و مآخذ

    ضمايم

    —————————————————–

    این فایل با فرمت ورد (doc) به تعداد ۶۵ صفحه  تایپ شده است  که  کاملا قابلیت ویرایش دارد و درون یک فایل فایل فشرده (zip) است که باید توسط برنامه هایی از قبیل winrar  آن را از حالت فشرده (extract) خارج سازید و توسط برنامه ی MICROSOFT  WORD فایل را باز کنید.

    اطلاعات فایل
    • موضوع : اوضاع سياسی و اجتماعی ايران در زمان جانشينان نادرشاه افشار
    • فرمت فایل : ورد
    • تعداد صفحه : 65
    • قیمت : 3500 تومان
    • حجم فایل : 80 کیلوبایت

    درباره ی MrDoc.ir

    فروشگاه مسترداک دات آی آر شامل پایان نامه های آماده رایگان و غیر رایگان از رشته های فنی و مهندسی، علوم پایه و انسانی و پزشکی که کاملا تایپ شده و موضوعات متفرقه از تمام رشته های تحصیلی برای دانشجویان عزیز ارائه می دهد، که ارزش واقعی فایل ها بیشتر از قیمت آن است. آدرس شرکت: اصفهان - خیابان لاله شمالی - شرکت سامان گستر 03135673766

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *